تومورهای سلول زایای بیضه (Testicular Germ Cell Tumors – GCTs) از موفقترین نمونههای درمان سرطان در پزشکی مدرن به شمار میروند. استفاده از سیسپلاتین باعث شده بیش از ۹۰ درصد بیماران درمان شوند؛ اما وقتی این تومورها در مدیاستن یا سایر نقاط خارج از بیضه (extragonadal) ظاهر میشوند، نرخ بقا به ۴۰ تا ۵۰ درصد کاهش مییابد. این پدیده یکی از پارادوکسهای انکولوژی است که دانشمندان در تلاش برای توضیح آن هستند.
۱. ژنتیک و نقش TP53
تومورهای بیضه معمولاً ژن TP53 نوع وحشی را حفظ میکنند که باعث فعال ماندن مکانیسم آپوپتوز میشود.
در مقابل، تومورهای خارجگنادی اغلب دارای جهش TP53 یا تکثیر ژن MDM2 هستند که مقاومت در برابر داروی سیسپلاتین را افزایش میدهد.
۲. کاهش توانایی پرتوانی سلولها
کاهش بیان OCT4/NOXA موجب تمایز سلولی میشود.
تومورهای تراتوم یا بدخیمیهای با الگوی سوماتیک معمولاً به شیمیدرمانی پاسخ ضعیفتری دارند و اغلب نیازمند جراحی هستند.
۳. تعمیر DNA و تغییرات ژنومی
افزایش سطح ERCC1/XPA و فعال شدن مسیرهای PI3K/AKT یا RAS/RAF/MEK باعث تحمل بیشتر به دارو میشود.
افزایش کروموزوم ۳p25.3 بهعنوان یک شاخص مستقل مقاومت دارویی و پیشآگهی ضعیف شناخته میشود.
. رفتار بالینی تومور
عود زودهنگام (در طول درمان خط اول یا ≤۳ ماه بعد) نشانهای از نتایج بالینی ضعیف است.
سندروم کلاینفلتر (47,XXY) در ۳ تا ۳۰٪ از تومورهای مدیاستن مشاهده میشود و با بیولوژی تهاجمیتر ارتباط دارد.
۵. مارکرهای تومور و متاستاز
افزایش AFP بالاتر از ۱۰,۰۰۰ ng/mL یا β-hCG بالاتر از ۵۰,۰۰۰ mIU/mL بیماران را در گروه پرخطر IGCCCG قرار میدهد.
متاستاز به کبد، استخوان یا مغز نیز شانس بقا را به شدت کاهش میدهد.
نتیجهگیری
با وجود موفقیت بزرگ درمان تومورهای بیضه، در موارد خارجگنادی یا همراه با تغییرات ژنتیکی و رفتاری خاص، نتایج درمانی بهطور چشمگیری کاهش مییابد. زیستشناسی تومور هنوز محدودیت اصلی در درمان است. درک عمیقتر این مکانیسمها میتواند راه را برای درمانهای هدفمند، ایمنیدرمانیها و استراتژیهای نوین سرطانشناسی هموار کند.